تبليغاتX
بچه های کتابخانه
حرف های کودکانه بچه های کتابخانه

سلام ؛عزاداری هایتان مورد قبول خدا باشد.نوشته های زیبایتان یکی پس از دیگری به دستمان می رسد. اگر هنوز دست به قلم نشده اید کمی عجله کنید. این روزها همه جا بوی محرم می آید.

*فائزه غلامی 12 ساله

یا ثارالله !کاش می شد دست های غرق نیازم را به ضریح مقدست دخیل بندم. تا بوی خوش عشق تو در دلم شکوفا می شد. آن گاه که نامت بر لبانم نقش می بندد اشک هایم جاری می شود وغربتی شورانگیز به سراغم می آید. امسال نیز چون همیشه یاد تو را ،ای آن که حماسه از تو رویید ، پاس خواهیم داشت.

 

اگر خواهر یا برادر کوچولو دارید آماده باشید چون:

مجمع بزرگداشت جهانی حضرت علی اصغر (ع)، این سرباز کوچک امام حسین ،همایش شیرخوارگان حسینی را برگزار می کند.این مراسم در 500 شهر ایران و70 شهر از 30 کشور اسلامی در دنیا برگزار می شود.


+ نوشته شده در  چهارشنبه دوم دی 1388ساعت 19:5  توسط منیره هاشمی | 

یکی از آثار رسیده به مسابقه محرم من

* سویدا سپاهی (عضو کتابخانه)

اسم محرم که می آید به یاد روستایمان «سنگ دیوار» که در کلات نادری واقع شده می افتم. خانه مادربزرگ من آنجاست. من وپدر،مادر وخواهر وبرادرهایم سال پیش به آن جا رفته بودیم. شب لباس سیاه پوشیدیم وبه مسجد کوچکی که توی روستاست رفتیم. بعد از خواندن زیارت عاشورا چراغ ها ا خاموش کردند .مردها سینه می زدند و ما گریه می کردیم. صبح رفتیم به خانه قدیمی مادربزگ وپدربزرگم که حالا خرابه شده است. زیر یک درخت قدیمی نشستم. زیارت عاشورا خواندم وگریه کردم. آن روز خورشید هم مثل من عزادار بود.

 

+ نوشته شده در  دوشنبه سی ام آذر 1388ساعت 14:22  توسط منیره هاشمی | 


                    سلام         

توی حسینیه

هر سال عاشورا

با مشک آب خود

من می شوم سقا

*

بر شانه مشکم را

امسال هم بستم

آن وقت حس کردم

در کربلا هستم


از فردا بچه های کوچک کربلا به سرزمین غم های بزرگ نزدیک میشوند. کم کم شال مشکی وپیراهن های محرم تان را از صندوق ها دربیاورید. کتابخانه ما هم در غمهای بزرگ بچه های کربلا شریک است.آن خبر داغی که می گفتیم مربوط به همین روزهاست. کتابخانه مابه مناسبت روزهای محرم مسابقه برگزار کرده است. شما هم چه عضو کتابخانه باشید وچه نباشید(البته چون دوست ما هستید هر کجا باشیدعضو هستید) می توانید در این مسابقه شرکت کنید.ونوشته های خود رابه صورت پیام در همین پست بگذارید. نوشته های شما مورد داوری قرار خواهند گرفت .قول جایزه هم از خانم عظیم زادگان گرفته ایم.سعی می کنیم جوایز خوبی باشند.


نام مسابقه:

محرم من

شرایط شرکت کنندگان:

هر سنی در هر جای ایران

مهلت شرکت:

تا عاشورا


منتظر نوشته های زیبای شما هستیم.

+ نوشته شده در  پنجشنبه بیست و ششم آذر 1388ساعت 15:19  توسط منیره هاشمی | 

تقدیم به امام خوبی ها

 امام خميني              امام خميني         (عکسها از تبیان)

خواب دیدم ای خوب!

آمدی خانه ما

بوی گل بوی دعا

می دهی سر تا پا

*

دست دادی تو به من

دلم از شوق پرید

از گل خنده من

عکس بابا خندید

*

چقدر زیبا بود

نیمه شب آن رویا

توی خوابم دیشب

به تو گفتم بابا!

                                (منیره هاشمی)

+ نوشته شده در  یکشنبه بیست و دوم آذر 1388ساعت 20:32  توسط منیره هاشمی | 

دوستان وهمراهان عزیز سلام!

روزهای سرد پاییزی تان بخیر! این روزها جشنواره مطبوعات کودک ونوجوان

 در کانون پرورش فکری کودکان ونوجوانان در حال برگزاری است.جای همه

ما خالی ! آن جا تعداد زیادی از نویسندگان وشاعرانی که در مجله ها برای

ما مطلب می نویسند ویا کتاب منتشر کرده اند را می توانستیم ببینیم.

یک خبر: وبلاگ نوجوان کتابخانه با مطالب متنوعی مثل نقد کتاب ،گفتگو و...

راه اندازی شده که اسم آن «پنج یار مهربان» است.

5yaremehraban.blogfa.com                

جدایی از دوست ویا چیزی که دوستش داریم برای همه ما اتفاق افتاده ویا

می افتد.بعد از بازنشسته شدن خانم میمندی که جایشان در کتابخانه خیلی

خالی است بچه های حساس وهنرمند کلاس ادبی خانم حیدری احساسات

خودشان را به صورت قطعه ادبی نوشته اند .یکی از این نوشته ها را انتخاب

کرده ایم که با هم می خوانیم:

*کیمیا پارسا کلاس چهارم

دوست از دوست جدا می شود،خانه از ما جدا می شود، معلم از ما جدا می

شود، مدرسه از ما جدا می شود، هر کسی گاهی تنها می شود، هر

کسی گاهی جدایی را احساس می کند اما فقط خداست که هیچ وقت از ما

جدا نمی شود.

راستی منتظر یک خبر داغ داغ باشید. به زودی با یک خبر به سراغتان می

آییم.

+ نوشته شده در  جمعه بیستم آذر 1388ساعت 14:13  توسط منیره هاشمی | 

ماه مهربان بگو

راه خانه اش کجاست؟

او که مثل نخل ها

با شکوه وبا صفاست

*

او که با فقیر هست

خنده رو ومهربان

هم پناه بچه هاست

هم امیر مومنان 


دوستان سلام عید غدیر مبارک!ما که دلمان را حسابی صابون زده ایم.چون دو تا از مربی های کتابخانه وچند تا از بچه ها سید هستند. عید غدیر که می شود بساط شیرینی وسکه ما به راه است. چند جمله زیبا از پیامبر خدا درباره علی (ع) می خوانیم:

علی جان! هرکس بگوید مرا دوست دارد اما با تو دشمنی کند دروغ گفته است.

ای علی! به خدا قسم که خداوند بهشتی به نام «عدن» آفریده است که مخصوص تو وشیعیان توست.

یکی از بچه های کتابخانه برای عید غدیر جمله نویسی کرده است:

من عید غدیر را دوست دارم.دوست من فائزه سید است.او روز عید شال سبز سیدی می بندد.وبه بقیه هدیه می دهد.من از او شکلات وسکه می گیرم.

 

سارا فخروی کلاس سوم

 

 

*راستی بچه های مدرس راهنمایی شمس توس از کتابخانه ما بازدید کردند. کلاس علمی ومعرفی کتابخانه برایشان اجرا شد. 

+ نوشته شده در  شنبه چهاردهم آذر 1388ساعت 13:20  توسط منیره هاشمی | 


سلام !

شاهکارهای ادبیات جهان بعضی وقت ها خیلی به دل آدم می نشینند.

«تو شب هنگام به ستاره ها نگاه خواهی کرد .ستاره من کوچکتر از آن است که من بتوانم جای آن را به تو نشان بدهم و این طوری بهتر است .چون ستاره ی من برای تو یکی از آن ستاره ها خواهد بود .آن وقت تو دوست خواهی داشت که به همه ستاره ها نگاه کنی .همه آن ها دوست تو خواهند بود ...آدم ها همه ستاره هایی دارند که با هم یکی نیستند .برای آن ها که به سفر می روند ستاره ها راهنما هستند .برای کسان دیگر چیزی به جز چراغ های کوچک نیستند .برای آن ها که دانشمندند معما هستند ...اما همه این ستاره ها ساکتند .در عوض تو ستاره هایی خواهی داشت که هیچکس ندارد ...وقتی شب به آسمان نگاه می کنی چون من در یکی از آن ستاره ها ساکنم و چون در یکی از آن ستاره ها خواهم خندید آن وقت برای تو چنین خواهد بود که همه آن ستاره ها دارند می خندند ...»

شازده کوچولو ( آنتوان دوسنت اگزو پری )

 

+ نوشته شده در  سه شنبه دهم آذر 1388ساعت 19:55  توسط منیره هاشمی | 

سلام

اول از همه باید بگوییم وبلاگمان یک ساله شد.

تولد وبلاگمان را به شما دوستان عزیز تبریک می گوییم. واز شما که در این یک سال یار وهمراه ما بودید متشکریم.

جمعه روز عرفه است. عرفه یعنی شناخت. در این روز حاجی ها به صحرای عرفات می روند و با لباس سفید دستهای خود را  به طرف خدا دراز می کنند. دعای عرفه می خوانند.وخدا دعایشان را مستجاب می کند. روایت شده که هر کس در ماه رمضان بخشیده نشد روز عرفه را از دست ندهد.

(شرح قسمتی از دعای عرفه از دکتر شریعتی)

خداي من!

خواندمت پاسخم گفتي

از تو خواستم عطايم كردي

به سوي تو آمدم آغوش رحمت گشودي

به تو تكيه كردم نجاتم دادي،

به تو پناه آوردم حمايتم كردي

خدايا!

از خيمه‌گاه رحمتت بيرونمان مكن

ودر پایان عید قربان ،روزی که حضرت ابراهیم از امتحان سخت خدا پیروز وسربلند بیرون آمد و نمره 20 از خدا گرفت ،بر شما مبارک.

+ نوشته شده در  پنجشنبه پنجم آذر 1388ساعت 15:25  توسط منیره هاشمی | 

 

ساحل‌نشینان دریا در یک صبح جمعه کنار دریا، پسرکی را با چشمان

 آبی به رنگ دریا دیده بودند که قایق‌هایی به رنگ‌های آبی، سبز، زرد،

 قهوه‌ای، قرمز، بنفش، سفید، صورتی و پرتقالی از کاغذ ساخته بود و

 آنها را در دریا رها کرده بود.

آن روز جمعه از صبح بر دریا و ساحل باد می‌وزید.

باد، قایق‌های کاغذی پسرک را آرام آرام از ساحل دور کرده بود.

پسرک هنگام غروب دیده بود قایق‌های کاغذی در انتهای دریا محو شده‌اند.

پسرک نام خود را بر همهٔ قایق‌های کاغذی نوشته بود.

در همهٔ سال‌هایی که بر دریا و ساحل و مردمان ساحل گذشت، کسی سراغی از قایق‌های کاغذی نگرفت.

مردمان ساحل آن روز جمعه و قایق‌های کاغذی را از یاد برده بودند.

پسرک همه شب خواب قایق‌های کاغذی را می‌دید که یک روز جمعه باد آنها را برده بود.

 

«همه آن قایق های کاغذی» کتابی است نوشته استاد احمدرضا

 احمدی که انتشارات کانون پرورش فکری آن را چاپ کرده است والان

 توی یکی از قفسه های بخش نوجوان کتابخانه ما زندگی میکند.

کتابی که آرزوهای کودکی در آن به شکل قایق هایی کاغذی به دریا

سپرده می شوند.خواندن این کتاب زیبا را به شما هم توصیه می کنیم

 و برای استاد که به تازگی از بیمارستان مرخص شده اند آرزوی

 سلامتی داریم.  

 

+ نوشته شده در  یکشنبه یکم آذر 1388ساعت 13:24  توسط منیره هاشمی | 

 

هر کس به من کلمه ای بیاموزد من را بنده خود کرده است. امام  علی (ع)


سلام !

 

وقتی کسی که دوستش داریم به مسافرت دوری می رود دلمان برایش تنگ می شود وآرزو می کنیم هر چه زودتر برگردد. خانم میمندی مربی فرهنگی خوب کتابخانه ما دارند از کتابخانه خداحافظی می کنند. دارند بازنشسته می شوند. نمی دانیم جای خالی یک مربی خوب را چطور می شود پر کرد. برای ایشان که سال های سال به بچه های کتابخانه خدمت کردند آرزوی روزهایی خوب وخوش داریم.

ایشان یک نامه خداحافظی هم نوشته اند که با هم می خوانیم:

یا لطیف

"می رسد لحظه های تلخ وداع

می روم نوبهار خانه ی من!

خون دل می چکد ز چشمانم

می تراود ز لب ترانه من..."

روزهای گرم و سبزی بود؛ انگار همین دیروز بود که به شوق یکرنگی نگاه کودکان، کانون، خانه دوم من شد. من برای دل سپردن به تمام نیکی ها و بی ریایی ها  که فقط و فقط در چشمان مهربان و پرفروغ کودکان جاری بود، کانون را انتخاب کردم .  امروز  پس  از حدود  30 سال  به کوله بارم که نگاه می کنم، خوشحالم که  صفای کودکان، چراغ دلم را روشن داشته است. خوشحالم که در بین این همه اضداد و گاه کم مهری ها، کودکان و دوستان خوبی بین همکارانم پیدا کرده ام. خوشحالم که با کودکان راستگو هم نشین بوده ام اما دریغ از دوری آنان که از  این پس مرا دلتنگ می کند.  

خدایا! به حرمت صفای کودکان و به حرمت فرهنگ آموزگاری و معلمی که شغل انبیاء شمرده شد ه است، یکرنگی و صداقت کودکان را در من بیشتر زنده کن! 

برای همکارانم که در این مکان ارزشمند همکاری می کنند، روزهای پرباری آرزومندم و امیدوارم آنان نیز از یکرنگی و نگاه پرمهرِ کودکان مانند من بهره مند شوند.

 

آمین یا رب العالمین!          

                                                      

 

    

 فاطمه میمندی نژاد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه بیست و هفتم آبان 1388ساعت 14:54  توسط منیره هاشمی | 
 
صفحه نخست
پست الکترونیک
آرشیو
عناوین مطالب وبلاگ
درباره وبلاگ
این وبلاگ حاصل تلاش بچه های کتابخانه شماره 5 مشهد ومریبان:

عظیم زادگان(مسوول)، میمندی، قاسمی، احمدیان، هاشمی(مربیان فرهنگی)می باشد.

نوشته های پیشین
دی 1388
آذر 1388
آبان 1388
مهر 1388
شهریور 1388
مرداد 1388
تیر 1388
خرداد 1388
اردیبهشت 1388
فروردین 1388
اسفند 1387
بهمن 1387
دی 1387
آذر 1387
پیوندها
روزنامه شاپرک
شهید آقا مهدی باکری
تهمینه حدادی
عرفان نظرآهاری
فرهاد حسن زاده
مرکز من(مسابقه سراسری وبلاگ نویسی)
کلاس دوست داشتنی
کودکانه های ما دو تا
این یادگاری از من است
کودکان شعر
آفرین به آفتاب
کوچه باغ لحظه ها
پاژینه
خبرگزاری فارس
خبرگزاری مهر
خبرگزاری ایسنا
روزنامه قدس
مردی که ابرو ندارد (شاهین رهنما-شاعر کودکان)
کانون پرورش فکری صحنه
مرکز سفال تهران
جزیره کودکان
استاد مهدی آذر یزدی
عمو پورنگ
کودکانه
اطلسی ها
سپیده
یک شاخه گل شقایق(به یاد بابا)
کلاس چهارمی ها
شیطنت های من (مبینا کوچولو)
کتابک
رشد دانش آموز
مجله هد هد
مرکز یک آبادان
مرکز 6 مشهد
مرکز فردوس (بچه های تون)
پریسا
اتاق 38 (پوریا قرشی ودوستان )
 

 RSS

POWERED BY
BLOGFA.COM